نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو × اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز
درباره وبلاگ
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود حسن مه رویان مجلس گر چه دل می برد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود