تبليغاتX
چند قدم با شعرا - حریم جانان - عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد
نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو × اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز
 عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد

 

عشق غالبا یک نوع عذاب است ، اما محروم بودن از آن مرگ است

 

مجهول ماندن رنج برزگ روح آدمی است ، حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش!

 

 

 

 

 

؟

 

 

 

همیشه غمگین ترین  و رنج آورترین لحظات زندگی آدم

توسط همان کسانی ساخته می شود که

شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات را برای آدم ساخته اند . 

 

تا هستم اي رفيق نداني که کيستم

 

روزي سراغ وقت من آئي که نيستم

 

پيداست از گلاب سرشکم که من چو گل

 

يک روز خنده کردم و عمري گريستم

 

طي شد دو بيست سالم و انگار کن دويست

 

چون بخت و کام نيست چه سود از دويستم

 

شهریار

 

اگر قرار است برای چیزی  زندگی را خرج کنیم، بهتر آن است

که آن را خرج "لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه  " کنیم

 

چه شود اگر که بري ز دل همه دردهاي نهانيم

 

به کرشمه‌هاي نهاني و به تفقدات زبانيم

 

نه به ناز تکيه کند گلي نه به ناله دلشده بلبلي

 

تو اگر به طرف چمن دمي بنشيني و بنشانيم

 

ز سحاب لطف تو گر نمي، برسد به نخل اميد من

 

نشوي به درد و الم قرين، گر از اين الم برهانيم

 

بودم چو رشحه دلي غمين، الم و فراق تو در کمين

 

نه طمع ز ابر بهاري و نه زيان ز باد خزانيم

 

رشحه دختر هاتف

 

 

|+| نوشته شده توسط مخمور جام عشق در چهارشنبه دوم خرداد 1386  |
 
 
بالا